ادامه مباحث
کمال دين ولايت ما و برائت از دشمنان ماست.
امام رضا عليه السلام فرمودند:
کمال دين ولايت ما و برائت از دشمنان ماست.
به دشمن علي بگو نماز خود رها کند
نماز بي ولاي او عبادتيست بي وضو
ادامه مباحث در رابطه با زندگينامه مجاهد اکبر حضرت ابولولو شيعي
شناخت شخصيت پليد و ظالم مغيرة بن شعبه
و اما درباره شخصيت پليد و منفور مغيرة بن شعبه که حضرت ابولولو رحمه الله عليه اسير جنگي او و در زير چنگال و سيطره او ناچار به تحمل دوران بود لازم است بدانيم:
اولا: او يکي از افرادي بود که به همراه عمر و قنفذ در ماجراي آتش زدن درب خانه حضرت زهرا سلام الله عليها و شکستن درب خانه و به شهادت رساندن فرزندش محسن بن علي عليه السلام نقش مهمي داشت. (?)
ثانيا: او بنا به نقل بعضي مورخين يکي از چهارنفر سياستگذار فتنه و دسيسه جهان عرب آنروز بود که اين چهار نفر عبارت بودند از: ابوسفيان-معاويه-عمروعاص و مغيرة بن شعبه.
ثالثا: امام حسن مجتبي عليه السلام در خطابي طولاني نسبت به معاويه و دار دسته اش که در جلسه اي تهمتي ناروا به وجود نازنين و مقدس اميرالمومنين عليه السلام وارد کرده بودند تک تک آنان را از سوء پيشينه و پرونده سراسر سياهشان که بر هيچ مسلماني پوشيده نيست با خبر ساخت تا آنجا که نوبت به مغيرة مي رسد و خطاب به او ميفرمايد:
"...و اما تو اي مغيرة بن شعبه! تو دشمن خدا و رها کننده کتاب خدا و تکذيب کننده پيامبر خدا ص مي باشي و تو زناکار بوده و سنگسار نمودنت را (عمر) به تاخير انداخت و حق را با اباطيل در آميخت و سخن را با گفتارهاي نادرست رد کرد. و اينها علاوه بر عذاب دردناک و پستي در دنيا که خداوند برايت مهيا ساخته عذاب آخرت که خوار کننده تر و دردناکتر مي باشد در انتظار توست. و تو کسي هستي که حضرت فاطمه سلام الله عليها دختر پيامبر خدا صلي الله عليه و اله را مورد ضرب و شتم قرار دادي.
الهي بشکند دست مغيره...که در کوچه چنين بي مادرم کرد
تااينکه بر اثر ضرب شتمهاي تو خونريزي نمود و فرزندش را سقط نمود. و اين بخاطر آن بود که تو خواستي پيامبر را خوار گرداني و با دستورش (مبني بر مودت در حق اهل بيت عليهم السلام) مخالفت نمائي و احترامش را زائل سازي. در حالي که پيامبر فرموده بودند: اي فاطمه س! تو برترين زنان بهشت هستي . اي مغيره! خداوند تو را در آتش خواهد افکند و وبال گفتارت رادامنگيرت خواهد ساخت." (?)
رابعا: به توصيف ابن ابي الحديد سني درباره مغيره توجه نماييد: "مغيرة بن شعبه کسي است که از زمان حيات رسول الله ص بغض و کينه و دشمني خاصي با علي بن ابيطالب داشت. و بغض او با همه بني هاشم مخصوصا علي بن ابيطالب امري معلوم و بر همگان آشکار است. و زمانيکه با معاويه بيعت صورت گرفت مغيرة از طرف معاويه خطبائي را مامور کرد تا در خطابه هاي خود علي بن ابيطالب را لعن گويند." (?)
جناب ابولولو رحمة الله عليه از شيعيان و ياران خاص اميرالمومنين ع
اينجاست که اهميت نزديکي شخصي چون جناب ابولولو رحمة الله عليه که غلام و در بنده چنين شخصيت منفور و فاسقي چون مغيره بوده است. با جناب هرمزان رحمة الله عليه که آزاد شده و محب خاص اميرالمومنين عليه السلام بوده بيشتر مشخص مي گردد. واين آشنائي و ارتباط زمينه اي در جناب ابولولو رحمة الله عليه پديد مي آورد که وي نيز از ياران خاص حضرت اميرالمومنين عليه السلام ميگردد که به نقل صاحب مستدرک سفينة البحار: اعلم ان فيروز من اکابر المسلمين و المجاهدين بل من خلص اتباع اميرالمومنين عليه السلام. يعني بدانکه فيروز (ابولولو) از اکابر مسلمين و مجاهدين بلکه از اتباع خاص حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام بوده است. (?)
و مرحوم ميرزا عبدالله افندي صاحب رياض العلماء مي نويسد: آنچه که معروف و مشهور در نزد شيعه است اينکه ابولولو رحمة الله عليه از خيار و نيکان شيعيان اميرالمومنين عليه السلام بوده است. (?) (والمعروف کون ابي لولوة من خيار شيعة علي بن ابيطالب عليه السلام)
و نيز صاحب مستدرک به نقل از الاستيعاب مينويسد: ابولولو برادري داشته بنام ذکوان و فرزند او عبدالله بن ذکوان عالم اهل مدينه در علم حساب و فرضيه ها و نحو و شعر و حديث و فقه بوده. (?)
و نيز ذهبي در کتاب المختصر في علم الرجال مي نويسد: عبدالله بن ذکوان از غلامان بني اميه و برادرزاده ابولولوة قاتل عمر بوده است. و برادرش ذکوان شخص ثقه و ثبت بوده است. که از او بسياري از راويان حديث چون مالک و ليث و سفيانان روايت مي نموده اند. (?)
و نيز حتي اگر از مطالب فوق صرف نظر کنيم. متوني همچون متن زير داريم که در آنها به ارتباط جناب ابولولو رحمة الله عليه با اميرالمومنين عليه السلام و رفت و آمد با منزل آن حضرت تصريح گرديده است. آنجا که ميگويد: "و چون غنائم تقسيم گرديد فيروز در سهم مغيرة قرار گرفت. لکن چندي پيش نگذشت که در ارتباط و تردد او با خانه اميرالمومنين عليه السلام آغاز گرديد که به همين سبب مغيره بر او خراج سنگين وضع نمود و هر از چندگاه آن را افزون مي کرد. و اينها همه به امر عمر بن خطاب بود. تا اينکه مغيرة به ابولولو رحمة الله عليه گفت: اگر ارتباطت را با خانه علي عليه السلام قطع کني خراج را از تو بر مي دارم. اما ابولولو نپذيرفت... و نيز ابولولو رحمة الله عليه بعد از مضروب ساخت عمر به سوي خانه اميرالمومنين عليه السلام فرار نمود..." (?)
وضع ماليات سنگين و در خواست آسياب بادي از سوي عمر
و نيز از همين جا (ارتباط و علاقه جناب ابولولو رحمةالله عليه به اميرالمومنين عليه السلام) علت ظلم و ستمها و وضع خراج و ماليات سنگين از سوي مغيرة بن شعبه بر جناب ابولولو رحمة الله عليه واضح مي گردد که چيزي مطابق ?تا? درهم در روز بوده است و او که توانائي پرداخت اين مبلغ را نداشت چندين بار به عنوان اعتراض و تظلم به عمر بن خطاب مراجعه کرد. اما نه تنها جواب مثبت نشنيد بلکه در آخرين بار وقتي عمر با اعتراض و شکايت جناب ابولولو مواجه شد در جواب گفت: اين در حق تو که به حرفه حدادي (آهنگري) نجاري و... آشنايي داري چيز زيادي نيست. آنگاه وي از جناب ابولولو سوال کرد: شنيدم تو از ايرانيان هنر آسياب سازي آموخته اي که ميتواند با نيروي باد به گردش در آيد آيا ميتواني براي ما نيز چنين آسيابي بسازي ؟
و او در جواب پاسخ داد: برايت چنان آسيابي بسازم که تا روز قيامت از حرکت باز نايستد. يا به نقل ديگر اينگونه پاسخ داد: چنان آسيابي بسازم که آوازه اش در شرق و غرب عالم طنين انداز شود. (?)
اينجا بود که اين کلام و سخن ابولولو رحمة الله عليه عمربن خطاب را به ياد تعبير خوابي اندخت که مدتها قبل ديده بود: (انّ ديکاْاحمر نقره ثلاث نقرات) که پرنده اي قرمز با سه ضربه منقار به او ضربه مي زند. که معبرين خواب اينگونه تعبير کرده بودند که تو را به زودي مردي از عجم با سه ضربه خواهد کشت. از اينرو عمر به محض شنيدن اين جمله از جناب ابولولو رحمة الله عليه درباره او چنين گفت: انّ العبد قد اوعد و لو کنت اقتل احداْبالتهمة لقتلته. اين غلام مرا تهديد به قتل کرد و اگر من بتوانم کسي را ولو با تهمتي ناروا به قتل برسانم آن کس او خواهد بود. (??)
از آن روز به بعد بود که جناب ابولولو که ظلم فاحش و آشکار برخود را که نمونه اي کوچک و ناچيز از آن ظلم روا رفته بر جامعه اسلام و مسلمين و نيز بر شخصيت ممتاز در آن عصر و همه اعصار بعد از رسول گرامي اسلام يعني اميرالمومنين عليه السلام را مشاهده مي نمود که آنگونه حضرت را خانه نشين و بغض در گلو و خار در چشم ساخته و همواره راه صبر را پيشه نموده. عزم خود را جزم نمود تا انتقام خشم فرو خورده آن حضرت را و انتقام همسرش حضرت صديقه طاهره سلام الله عليه را بستاند.
اطلاع اميرالمومنين عليه السلام از اقدام حضرت ابولولو رحمةالله عليه
از جمله زير به خوبي ميتوان برداشت نمود که جناب ابولولو رحمةالله عليه تصميم خود را به اطلاع اميرالمومنين عليه السلام رسانده بود و تقرير و تاييد حضرت را نسبت به عمل خود بدست آورده بود و يا به نحوي ديگر آن حضرت عليه السلام در جريان امر قرار داشت چرا که طبق اين نقل:
اميرالمومنين عليه السلام خطاب عمر فرمودند: "به خاطر ظلم ها و اعمال قبيحي که نسبت به عترت پيامبر انجام دادي تو را مي بينم که به واسطه جراحتي که از سوي عبدي که با ظلم و ستم بر او حکم مي راني کشته مي شوي و او به خدا قسم علي رغم ميل باطني تو وارد بهشت ميگردد. "
و عمر در جواب گفت: "اي اباالحسن! آيا تو از کهانت و پيشگويي إبائي نداري؟"
واميرالمومنين عليه السلام در پاسخ فرمودند: "سخني با تو نگفتم مگر براساس شنيده ها و معلومات خود." (??) و يا طبق نقل ديگري:
"ان اميرالمومنين عليه السلام قال للثاني: يا مغرور اني اراک في الدنيا قتيلا بجراحة عبد. تحکم عليه جورا فيقتلک توفيقا. يعني: اميرالمومنين عليه السلام خطاب به دومي فرمود: "اي مغرور! همانا تو را مي بينم که در دنيا بواسطه ضربت و جراحتي که از عبدي که تو از روي ظلم و جور بر او حکم مي راني کشته ميشوي و اين توفيقي است که خداوند نصيب او مي گرداند. (??)
لذا از رواياتي نظير متون فوق استفاده مي گردد که حضرت عليه السلام به نحوي از اين اقدام با خبر بوده اند و آن را براي جناب ابولولو رحمةالله عليه توفيقي از سوي خداوند شمرده و با عث متنعم گرديدن به بهشت خداوند مي داند.
نامه حضرت ابولولو رحمةالله عليه به عمربن خطاب
کياست و زيرک حضرت ابولولو رحمةالله عليه در اقدام خود به حدي بود که او مدتي قبل از مضروب نمودن عمر ضمن نامه اي به عمر شکل سرپوشيده و بدون آنکه عمر غرض او را بفهمد حکم و سزاي کسي را که نسبت به مولا و آقاي خودجسارت و همسر او را مورد هتک و آزار و اذيت و فرزند او را به قتل برساند. سوال نمود و اقدام آينده خود را مستند به حکم خود او ساخت.
به متن زير توجه نماييد:
"ابولولو به عمر نامه نوشت که جزاي کسي که عصيان مولايش را نمايد و ملک مولايش را غصب کند و همسر مولايش را مورد اذيت و ضرب و شتم قرار دهد چيست؟ عمر نيز در پاسخ مکتوب داشت: بدرستي که قتل چنين کسي واجب است. فلذاهنگاميکه ابولولو خود را به عمر رسانيد تا او را به هلاکت برساند به مکتوبه او خطاب به او کرد و فرمود: چرا عصيان مولايت اميرالمومنين عليه السلام را نمودي؟ چرا همسر او فاطمه را مورد ظلم خويش قرار دادي و فرزندش را سقط نمودي؟ آنگاه در حاليکه او را لعن مي نمود ضربه هاي پي در پي بر او وارد ميکرد."(??)
-----------------------------------------------
اسناد:
?- بيت الاحزان ص???
?-همان
?-شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد معتزلي ج??و ??و ?? ص??وص?? و ص ???
?-مستدرک سفينة البحار ج?ص???
?-رياض العلماء ج?ص???
?-فصل الخطاب في تاريخ قتل عمر بن خطاب ص???
?-همان
?-کامل بهائي نسخه خطي ص??? . اسرار الامامة ص???
?-طبقات الکبري ج?ص???. تاريخ دمشق ج??ص???. کنزالعمال ج??ص???
??-مستدرک سفينة البحار ج?ص???. طبقات الکبري ج?ص???. اسدالغابه ج?ص??. تاريخ دمشق ج?ص???. کنزالعمال ج??ص???
??-ارشاد القلوب ديلمي ج?ص??? (...حسين بن حمدان الخصيبي عن ابيه عن...يقول: سمعت اميرالمومنين عليه السلام يقول لعمر: و لما ظلمت عترة النبي صلي الله عليه و اله بقبيح الفعال غير اني اراک في الدنيا قتيلا بجراحة ابن عبد ام معمر. تحکم عليه جورا فيقتلک توفيقا يدخل والله الجنان. علي رغم منک. فقال عمر: يااباالحسن اما تستحي لنفسک من هذه التکهن؟ فقال له اميرالمومنين عليه السلام: ما قلت لک الا ما سمعت و ما نطقت الا ما علمت...)
??-مستدرک سفينة البحار ج?ص??? ونيز به نقل از کتاب مشارق انوار اليقين ص??. مدينة المعاجز ج?ص??وص???. الهداية الکبري ص???و بحارالانوار ج??ص???
ومحمد بن سنان که راوي روايت فوق مي باشد را بسياري از بزرگان علم رجال توثيق نموده اند از جمله شيخ مفيد در ارشاد و علامه در مختلف و نيز علامه وحيد بهبهاني در فوائد الرجالية ج?ص??? و تنها مرحوم شيخ طوسي در کتاب فهرست ص??? گرچه او را توثيق ننموده است لکن کتابهاي او را مورد اعتماد دانسته است.
??-طريق الارشاد ص???-------------------------------------------------------------------- به هر حال جناب ابولولو عدوي اميرالمومنين را به درک واصل نمود و دشمن دشمن علي بود و هر کس که با دشمن علي دشمن باشد دوست ما خواهد بود بر فرض محال اينکه ابولولو مسلمان نشده باشد؟!
قل لا اسئلکم عليه اجراالا الموده في القربي
به دشمن عليبگو نماز خود رها کند
نماز بي ولاي او عبادتيست بي وضو
ديگران را گر عداوت زين و آن باشد بدل.....در دل ما شيعيان بغض عمر تنهاستي
بزدلي گفتاي اُستر مذهبک. گفتم به او.......سالک بولولو ام نِي از کَسَم پرواستي
ياد آرم يک حديثي کز امام صادق ع است.....دشمن ما خانواده انجس از سگهاستي
عن أبي عبد الله (عليه السلام) - في حديث - قال: "...فإن الله تبارک وتعالى لم يخلق خلقا أنجس من الکلب وأن الناصب لنا أهل البيت لا نجس منه..."
وسائل الشيعه ج1 ص220------------------------------------------------------------------- شنيديم که مصيبتي ديگر قلب نازنين حضرت بقيه الله عج را به درد آورده است. و آن مصيبت بسته شدن مقبره مجاهد اکبر حضرت ابولولو شيعي قدس سره بود. و متاسفانه در آن زمان به علل مختلفي نتوانستيم که به درستي اظهار تاسف خودمان را ابراز کنيم و به اتهامات ناروايي که به آن حضرت زده شده است پاسخ دهيم.
در ديداري که بايکي از مجتهدين عزيز داشتم ايشان در رابطه عاملين بسته شدن اين مقبره مبارکه فرمودند: "که بايد دعا کنيم خدا (بعضي) شيعيان را هدايت فرمايد." يقينا اين مصيبت موجب ناراحتي و نگراني حضرت بقيه الله الاعظم عج و همچنين مراجع تقليد و طلاب حوزه هاي علميه و تمامي محبين و شيعيان جهان شده است. و دعا ميکنيم که خداوند عاملين اين فاجعه بزرگ را هدايت فرمايد و اگر قابل هدايت نيستند با دشمنان اهل بيت عليهم السلام محشورشان بفرمايد.
شبهات جاهلان و معاندان
سايتهاي جامعه خبري تحليلي الف و فردا نيوز به نقل از روزنامه جمهوري اسلامي بيان کردند که دکتر « محمد سليم العوا » دبيرکل اتحاديه جهاني علماي مسلمان در گفت وگو با سايت خبري شبکه العربيه اظهار داشت : « اين مقبره قبر قديمي يکي از صوفيان بوده که دولت ايران چند روز پيش آن را تعطيل کرده است » .وي اضافه کرد : « تخريب اين مکان نيازمند تصميم طرفهاي مسئول محلي و نيازمند زمان بيشتري است اما خبر تخريب آن را نيز ممکن است به زودي بشنويم »
و همچنين اين سايتهاي خبري اضافه کردند که آقاي تسخيري در بيانيه خود خطاب به دکتر محمد سليم العوا دبيرکل اتحاديه جهاني علماي مسلمان آورده است : « خدا را شکر تلاش هاي ما با بسته شدن دري از درهاي فتنه به نتيجه رسيد و قبر يکي از دراويش قديمي که برخي عوام آن را قبر ابولولو مي دانند تعطيل شده و خواستار آن هستيم که اين مزار برچيده شود"
آقاي تسخيري در گفتگو با «العربيه نت» گفت: ابولؤلؤ شخص مجرمى است که در مدينه منوره حد شرعى بر وى جارى گرديد ودر همان جا به خاک سپرده شد وپيکر او به ايران انتقال نيافت. قبرى که امروزه در کاشان به او منسوب است صرفاً يک مکان خيالى وغيرمعتبر است وهيچ کس به زيارت آن نمى رود.
آيت الله محمد على تسخيرى خاطرنشان کرد:سخن گفتن از مرقد ابولؤلؤ مجوسى موضوعى فوق العاده سخيف است. قبرى خيالى وجود دارد که به اين مجرم منسوب است والبته اين يک ادعا وتزوير است وهمان طور که معروف است او پس از اقامه حد وقتل، در مدينه منوره دفن شد.
وى افزود: جز عده اى که از نظر فرهنگى تندرو هستند کسى به اين زيارتگاه يا مرقد توجهى نمى کند (هفته هاي آينده در رد سخنان جاهلانه اقاي تسخيري بيان خواهيم کرد که چه بزرگاني و علمائي به زيارت اين مقبره رفته اند) و البته ما در برابر آنان مسئوليتى نداريم وکسى را در ايران نمى شناسيم که نسبت به اين موضوع اهتمامى داشته باشد. با اين حال متأسفانه دشمنان «انقلاب اسلامى» وتفرقه افکنان ميان شيعه وسنى به اين موضوع سخيف وبى ارزش دامن مى زنند
تسخيرى در قسمتي از سخنانش گفت: من تاکنون آن (مقبره ابولولو) را نديده ام واز اين بابت مطمئن نيستم ولى ما قضيه را پيگيرى خواهيم کرد. راستش را بخواهيد درست همانند اهل سنت، در ميان شيعيان نيز افراد تندرويى هستند ودر هر دوسو افراد نادان وجود دارند وبر عقلاى هردو گروه است که نادانانِ خود را ادب کنند.
تسخيرى با تأکيد بر اين که ابولؤلؤ مجرم وقاتلى بى ارزش است گفت: من چيز زيادى درباره او نشنيده ام واصلاً تأييد نمى کنم که مزارى دارد وديگران به زيارت آن مى روند. از اين رو نه خود او، ونه مکانى که به وى منتسب است هيچ ارزشى ندارد.....تا ريشه کن کردن کامل فتنه پيگيرى خواهيم کرد.
جالب است که خود ايشان اعتراف مي کنند که چيز زيادي درباره او نشنيده اند. با توجه به اعتراف ايشان نميدانم چرا ايشان اظهار نظر در رابطه با اين حضرت کرده اند. و اظهار نظر درباره اين امر را به متخصصين آن نسپرده اند ؟؟!!؟؟
و اما خوشحالي دشمنان شيعه از اين عمل
سايت سني آنلاين مي نويسد: انتشار اين خبر اگر چه موجب ابراز خرسندي و شادماني جامعه اهل سنت گرديده ويک گام مثبت در جهت وحدت عملي مذاهب اسلامي تلقي مي شود، اما اين نگراني همچنان وجود دارد که اين مقبره به عنوان نماد دشمني با اصحاب پيامبر و اهل سنت، بار ديگر بازگشايي شود. در حالي که بر اساس شواهد مستند تاريخي، ابولولو درهمان زمان ارتکاب به جنايت پليد خود، از ترس گرفتار شدن به دست مردم، خودکشي کرده و در مدينه به هلاکت رسيده است، احداث مقبره اي براي وي در کاشان نه تنها جاي سوال دارد، بلکه سالهاست مورد اعتراض جامعه اهل سنت ايران و حتي کشورهاي اسلامي قرار گرفته است. نابودي اين بناي ساختگي و اختلاف برانگيز مي تواند گام ديگري در جهت تکميل حسن نيت نظام و داعيه وحدت اسلامي باشد.
آيا واقعا بستن مقبره حضرت ابولولو به اتحاد اسلامي کمک خواهد کرد ؟؟؟
در پست "قرائت صحيح از وحدت اسلامي" ( http://umar-310.blogfa.com/post-40.aspx ) در رابطه با اين مساله به خوبي بحث کرده ام. و از دوستاني که آن مطلب را نخوانده اند خواهشمندم که آن را يکبار با دقت بخوانند. البته در اينجا براي يادآوري بعضي از نکات را تکرار ميکنيم.
ايت الله ضياء آبادي:
"...اين (وحدت اسلامي) مستلزم اين نيست که شيعه در مسئله تولي و تبري که دو رکن اصيل مذهب وي ميباشد و او دقيقا مرگ و حيات اسلام و قرآن را بسته به وجود و عدم آن دو اصل مسم ميداند. تسالمي با فرقه مخالف از خود نشان داده و انعطافي بپذيرد ...شديدا بايد مراقب و هوشيار بود که وسوسه هاي اغواگر ابليسي تحت عناويني فريبنده از قبيل: ايجاد وحدت و اتحاد و احترام به اخوت اسلامي و اخذ مشترکات و چشم پوشي از متفردات و امثال اين امور بظاهر زيبا خدشه در گوهر ايمان ما وارد نسازد "
استاد مطهري:
"...کوچکترين چيزي حتي يک مستحب و يا مکروه کوچک را قابل مصالحه نميدانيم. نه توقع کسي را در اين زمينه مي پذيريم و نه از ديگران انتظار داريم که به نام مصلحت و به خاطر اتحاد اسلامي از يک اصل از اصول خود دست بردارند....طرفداري از تز "اتحاد اسلامي" ايجاب نميکند که در گفتن حقايق کوتاهي شود"
يقيناً مساله اتحاد اسلامي از ضروريات جامعه اسلامي مي باشد و همگي ما بايد براي رسيدن به آن تلاش کنيم. اما همانطور که بيان شد متاسفانه بعضي مسيري را براي رسيدن به اتحاد اسلامي در پيش گرفته اند که نه تنها موجب همبستگي و انسجام مسلمانان نميشود بلکه موجب تخريب و از بين رفتن اسلام ميشود. و حقيقتاً بستن مقبره حضرت ابولولو نيز از همين قبيل اعمال مي باشد و اين عمل زشت و ناپسند ثمري جز تخريب مذهب حقه تشيع نخواهد داشت.
به اميد ظهور منتقم حضرت زهرا سلام الله عليها
يا علي يا علي يا علي
اللهم العن الجبت و الطاغوت سلام به همه
مشاهده فهرست ويژه نامه پژوهشي در باره حضرت ابولولو 
در دورانی که فرقه های جعلی ومنحرف از جمله صوفی-بهائی-وهابیت-یهود و... با استفاده از ابزار های تبلیغاتی و بودجه های کلان که توسط بنگاه های انگلیسی و دشمن صهیونیستی تامین می شود از طریق جنگ نرم(Soft War) و اخیرا ولد نامشروع صهیونیسم و ایالات متحده یعنی داعش که از طریق جنگ سخت(War Hard) به نام اسلام تیشه بر ریشه اسلام میزنند و در این راه از هیچ تلاشی(از توزیع کتاب های دروغین و ضرب وشتم،کشتار بی رحمانه شیعیان و هجوم به شیعه در ماهواره و فضای مجازی به خصوص اینترنت) فروگذار نیستند. ما نیز با استعانت از امام زمانمان برآنیم به نوبه خود با روشنگری در این زمینه راه آسمانی تشیع را که در کوچه پس کوچه ها ی غربت،غریب است را در "دیار عاشقان"بر روی حق طلبان بگشایم.