توبه و شهادت پير مرد شامى 
راوى گويد: در ان اثناء كه اهل بيت را نزديك درب مسجد نگاه داشته بودند، پير مردى به نزد زنان عصمت و طهارت آمد و اين سخنان را به زبان راند: حمد خدا را كه شما را بكشت و بلاد را از فتنه مردان شما خلاص ‍ نمود امير المومنين يزيد را بر شما مسلط ساخت حضرت .
سيد الساجدين عليه السّلام در جواب او، فرمود: اى شيخ ! آيا قرآن
متن عربى :
قَرَاءْتَ الْقُرْآنَ؟)).
قالَ: نَعَمْ.
قالَ: ((فَهَلْ عَرَفْتَ هَذِهِ الايَةَ: (قُلْ لا اءَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اءَجْرا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى )؟.
قَالَ الشَّيْخُ: قَدْ قَرَاءْتُ ذلِكَ.
فَقالَ لِهُ عَلِىُّ ع : ((نَحْنُ الْقُربى يا شَيْخُ، فَهَلْ قَرَاءْتَ فى بَنى اسْرائيلَ: (وَ آتِ ذَاالْقُرْبى حَقَّهُ)؟.
فَقالَ الشَّيْخُ: قَدْ قَرَاءْتُ ذلِكَ.
فَقالَ: ((فَنَحْنُ الْقُرْبى يا شَيْخُ، فَهَلْ قَرَاءْتَ هَذِهِ الايَةَ: (وَاعْلَمُوا اءَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبى ).
قالَ: نَعَمْ.
فَقالَ ع : ((فَنَحْنُ الْقُربى يا شَيْخُ، وَ هَلْ قَرَاءْتَ هَذِهِ الايَةَ: (اِنَّما يُرِيدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اءَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا)؟.
قَالَ الشَّيْخُ: قَدْ قَرَاءْتُ ذلِكَ. فَقالَ على ع : ((نَحْنُ اءَهْلُ الْبَيْتِ الَّذينَ خَصَّنَا اللّهُ بِاءيَةِ الطَّهارَةِ يا شَيْخُ)).
ترجمه :
خوانده اى ؟ گفت : بلى حضرت فرمود: اين آيه را ديده اى كه خداوند متعال فرموده : (قل لا اسئلكم ...(35)))؛ يعنى اى پيغمبر! به اين امت بگو كه من از شما براى ابلاغ رسالتم اجرى نمى خواهم مگر آنكه درباره اقرباء و خاندانم دوستى نماييد)).
آن شيخ عرض كرد: بلى ، اين آيه شريفه را تلاوت نموده ام . امام سجاد عليه السّلام فرموده : ماييم ((ذوى القربى )) كه خدا در قرآن فرموده است سپس فرمود: اى شيخ ! ايا اين آيه را خوانده اى (و آت ذالقربى حقه (36) ؛) يعنى اى پيغمبر ما، حق اقرباء خود را به ايشان برسان آن پير مرد گفت : بلى ، اين آيه را هم قرائت كرده ام .
امام سجاد عليه السّلام فرمود: ما خويشان پيامبر هستيم . امام عليه السّلام ادامه داد كه اى شيخ اين آيه را خوانده اى :
(واعلموا انما....(37)))؛ يعنى بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آورديد، خمس آن براى خدا و براى پيامبر و براى ذوى القربى است ). پير مرد گفت : آرى ، اين آيه را نيز خوانده ام .
امام سجاد عليه السّلام فرمود: آن ((ذوى القربى )) ما هستيم .
سپس امام فرمود: آيا آيه تطهير را خوانده اى كه خداوند متعال مى فرمايد: (انمايريد....(38)))؛ يعنى خداوند مى خواهد كه از شما اهل بيت هر پليدى را بزدايد و شما را چنانكه بايد و شايد پاكيزه بدارد. پيرمرد گفت : اين آيه را نيز تلاوت كرده ام امام فرمود: ماييم آن اهل بيت كه خدا تخصيص داد ما را به نزول آيه تطهير.
متن عربى :
قَالَ الرّاوى : بَقِىَ الشَّيْخُ ساكِتا نادِما عَلى ما تَكَلَّمَ بِهِ، وَ قَالَ: تَاللّهِ انَّكُمْ هُمْ؟!
فَقالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع : ((تَاللّهِ انّا لَنَحْنُ هُمْ مِنْ غَيْرِ شَكٍّ، وَ حَقِّ جَدِّنا رَسُولِ اللّهِ ص انّا لَنَحْنُ هُمْ)).
قالَ: فَبَكَى الشَّيْخُ وَ رَمى عِمامَتَهُ، ثُمَّ رَفَعَ رَاءْسَهُ الَى السَّماءِ وَ قالَ: اءللّهُمَّ انّى اءَبْرَءُ اِلَيْكَ مِنْ عَدُوِّ آلِ مُحَمَّدٍ ص مِنَ الْجِنِّ وَالاْنْسِ.
ثُمَّ قالَ: هَلْ لى مِنْ تَوْبَةٍ؟
فَقالَ لَهُ: ((نَعَمْ، انْ تُبْتَ تَابَ اللّهُ عَلَيْكَ وَ اءَنْتَ مَعَنا)).
فَقالَ: اءَنا تائِبُ.
فَبَلَغَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ حَدِيثُ الشَّيْخِ، فَاءَمَرَ بِهِ فَقُتِلَ.
قَالَ الرّاوى : ثُمَّ اءُدْخِلَ ثَقَلُ الْحُسَيْنِ ع وَ نِساؤُهُ وَ مَنْ تَخَلَّفَ مِنْ اءَهْلِهِ عَلى يَزيدَ، وَ هُمْ مُقَرَّنُونَ فى الْحِبالِ.

 

راوى گويد: آن پيرمرد پس از استماع اين كلام از فرزند خير الانام زبان از گفتار فروبست و از گفته هاى خود پشيمان گشت و از روى شگفت و تحجب ، آن حضرت را سوگند داد كه آيا شما همان اهل بيت حضرت رسول هستيد؟!
امام زين العابدين عليه السّلام فرمود: به خدا سوگند كه ما همان اهل بيت پيامبريم و در اين خصوص مجال هيچ شك و شبهه اى نيست و به حق جد ما رسول صلى الله عليه و آله سوگند كه ماييم اهل بيت خاتم الانبياء
پيرمرد چون از حقيقت حال مطلع گشت اشك از چشمانش جارى گرديد و عمامه را از سر برداشت و بر زمين انداخت و سر را به سوى آسمان بلند نمود و گفت : خداوندا! من بيزارم از آن كسى كه دشمن آل محمد است چه از جن باشد و چه انس سپس عرض نمود: آيا توبه من قبول مى شد؟
امام عليه السّلام فرمود: اگر تو به نمايى ، خدا توبه تو را مى پذيردد و تو در آخرت با ما خواهى بود آن پيرمرد عرض نمود: من از كردار خويش توبه كردم و نادم شدم چون اين خبر به يزيدبن معاويه - عليهما الهاوية - رسيد، حكم نمود آن پيرمرد را به قتل رساندند.