نقدي بر احاديث صحيحين(جالب و خواندنی)
گذری بر " حدیث " و نقد برخی احادیث صحیح بخاری و مسلم و ...
یک نفر وبی زده بود و در آن بعضی احادیث جعلی و نادرست را از کتب شیعه گذاشته بود و با این کار مثلاً روشنگری ، و حقیقتاً خود ارضایی و غلط نشان دادن مکتب تشیّع را داشت ، در این پست جواب ایشان را دادم ولی چون حیفم آمد آن را مبسوط کردم ، ان شاء الله مفید واقع شود ( کامل و با دقإت و بدون تعصإب خوانده شود !)
« صحاح ستّه »: شش كتاب روائى و حدیثی اهل سنت است كه عموم اهل سنت همه روايات آنها را " مخصوصاً صحیح بخاری و مسلم " صحيح مىدانند عبارتند از :
1- صحيح بخارى ، تأليف ابو عبدالله محمد بن اسماعيل بخارى ، متوفّاى 256 ه.ق .
2- صحيح مسلم ، تأليف ابوالحسین مسلم بن حجاج نيشابورى ، متوفّاى 261 ه.ق .
3- سنن ابن ماجه ، تأليف ابو عبداللَّه محمد بن يزيد قزوينى ، متوفّاى ۲۷۵ ه.ق .
4- سنن ترمذى ، تأليف ابو عيسى محمد بن عيسى بن سورة ، متوفّاى 279 ه.ق .
5- سنن ابىداود ، تأليف ابو داود سليمان بن اشعث سجستانى ازدى ، متوفّاى 275 ه.ق .
6- سنن نسائى ، تأليف ابوعبدالرحمن احمدبن شعيب بن على نسائى ، متوفّاى 303 ه.ق .
«كتب اربعه» :
كه چهار منبع روايي و حدیثی مهم شيعه مي باشند ، عبارتند از :
1. « كافي » ( شامل سه بخش : اصول ، فروع ، روضه ) ، تأليف ثقة الاسلام محمّد بن یعقوب بن اسحاق كلينی رازی ، متوفّای 329 هـ . ق . ( مهمترین از کتب اربعه )
۲. « تهذيب الاحکام » ، تأليف شيخ الطّائفه أبو محمّد بن حسن طوسی ، متوفّی 460 هـ.ق .
4. « من لايحضره الفقيه » ، تأليف شیخ صدوق ، أبی جعفر محمّد بن علی بن حسین بن بابویه قمی ، متوفّای 381 هـ . ق .
3. « استبصار » ، تأليف مرحوم شيخ طوسی.
در ابتدا حدیثی از امام صادق (ع) می آورم :
"« قبول نکنید بر ما حدیثی را جز حدیثی که با قرآن و سنّت موافقت داشته باشد یا حدیثی که برای آن شاهدی از احادیث پیشین ما بیابید ، از خدا بترسید و بر ما حدیثی را که مخالف پروردگار ما و سنّت رسول ما محمّد (ص) است قبول نکنید ؛ زیرا ما هرگاه حدیث می کنیم ، می گوییم : " خداوند عزّوجلّ فرموده و یا رسول خدا فرمود " ؛ ما از خدا و رسولش حدیث نقل می کنیم و نمی گوییم فلان شخص و فلان شخص چنین گفت تا در کلام ما تناقض باشد . همانا کلام آخر ما همانند کلام اوّل ما و سخن اوّل ما تصدیق کننده ی سخن آخر ماست ، و هرگاه کسی نزد شما آمد و خلاف آنچه گفتم بر شما حدیث کرد بر او رد کنید و بگویید : تو به آنچه آورده ای داناتری ؛ پس با هر گفتاری از ما حقیقتی است و بر آن نوری است و هرچه را که حقیقت و نور با آن نباشد قول شیطان است . » " معجم رجال الحدیث ، ج 18 ، ص 275 و 276 .
ما پیروان آل محمّد هیچ گاه کتابی را به غیر قرآن صحیح نمی دانیم و می گوییم بهترین کتب نوشته شده در مورد احادیث آل رسول این کتب هستند ولی مانند شما که اسم کتب خودتان را صحیح و مسند و ... می گذارید و به محض این که گفتیم فلان سخن در این کتب مثل صحیح بخاری و ... آمده آن را غیر قابل رد می دانید !!!!! «شيخ مفيد» كه از معاصران كلينى بهشمار مىرود، درباره كتاب كافى مىنويسد: كتاب كافى از برترين كتابهاى شيعه و پرفايدهترين آنهاست. (تصحيح الاعتقاد، ص 202( ما شیعیان اعتقاد به صحت اصول کافی به اندازه صحت قرآن و اعتبار او بیش از قرآن که قرآن را با او بسنجیم نداریم. ( بر خلاف شما که چنین اعتقادی درباره بخاری دارید ) بلکه نه تنها کتاب کافی بلکه تمام کتاب هایمان را با قرآن می سنجیم و اگر خلاف قرآن در آن پیدا شود به دنبال علت می گردیم و اگر علتی نیافتیم آن حدیث را رها می کنیم. و کتاب در عین اعتبار باقی خواهد بود. البته این مطلب بالا صرفا درباره کتاب های شیعه نیست. و اصولا کتاب هایی که بشر نوشته باشد از چنین امری بری نیستند. شما هم هرگز نمی توانید ادعا کنید کتاب هایی دارید اصلا در آن ها اشتباه وجود ندارد. و اکنون معلوم نیست با این کار چه چیزی را می خواهید ثابت کنید. ادعایی که هرگز صورت نگرفته را می خواهید رد کنید. شما فکر می کنید ما کتاب هایمان را همانند شما متعصبانه در حد قرآن بالا می بریم!!!!!!!
عقل هیچ عاقلی و علم هیچ عالمی مکتبی را با استناد به یک یا چند حدیث مخدوش و حتی کتابی را با همین وصف باطل و مردود نمی کند. اگر احادیث غلطی در کتاب کافی مشاهده شود نه کتاب از اعتبار می افتد و نه شیعه زیر سوال می رود. اما اگر به نقد بخاری و صاحب آن یعنی محمد بن اسماعیل بخاری و عدالت او در نقل حدیث نگاه کنید می دیدید که اصولا کتاب زیر سوال رفته که شما را به دقت دوباره در آن سفارش می کنم و چون مکتب شما بر این دو کتاب یعنی مسلم و بخاری استوار شده مکتبتان زیر سوال می رود.
امام الحرمين ميگويد : اگر کسي قسم بخورد که تمام احاديث صحيحين مطابق با واقع و همه آنها گفتار رسول خدا ( ص ) است ، قسم او درست و کفاره اي بر او نيست .زيرا تمام امت اسلامي بر صحت احاديث اين دو کتاب اتفاق دارند. ( شرح نووي بر صحيح مسلم ، ج1 ، ص19 )
خود مرحوم کلینی در مقدّمه " کافی " می نویسد : " حدیثی که می آوریم الزاماً صحیح نیست و اگر با آیات و روایات مسلّم و عقل و ... سازگار نباشد و یا سند ضعیف باشد به فرموده ائمه آن احادیث را به دیوار بکوبید ." محمّد باقر مجلسی در کتاب «مرآه العقول» که شرحی بر کافی است بسیاری از روایات کافی را ( حدود 900 تا ) را به خاطر سند و و و ... تضعیف و مردود نموده است . مرحوم مجلسی در ابتدای بحار الانوار می گوید : من هر حدیثی را که از کتب شیعه و سنّی به دست آوردم نوشتم و تمییز صحیح از سقیم و درست از غلط به عهده آیندگان خواهد بود .
حال من احادیثی از کتب درجه 1 اهل سنّت می آورم تا ببینید که این کتب هم
حتّی به اذعان اهل سنّت واقعاً کامــــــــــلاً صحیح نیستند و ضرب المثل " کلّ من
فی الصحیح صحیح " غلط است ، قضاوت با شما .
پيامبر مشروب ميخورد !!! ( العياذ بالله ، ثم العياذ بالله )
-------------------------------------------------------------------
وقتي ابو سعيد ساعدي عروسي کرده بود ، پيامبر و اصحابش را دعوت کرد. براي آنها غذايي ساخت و آورد که تناول کنند.در همان حال همسرش ام اسيد ، چند دانه خرما را در ظرف کوچکي از سنگ خيساند. وقتي پيامبر از غذاخوردن فارغ شد ، آن زن خرماها را مخلوط کرد و به پيامبر داد که بياشامد و بدينسان ميخواست که بهتر و بيشتر پذيرايي کند.
***
صحيح بخاري - کتاب النکاح - باب 77 ( قيام المراه علي الرجال في العرس و خدمتهم بالنفس )
صحيح بخاري - کتاب النکاح - باب 78 ( النقيع و الشراب الذي لا بسکر في العرس )
صحيح مسلم - کتاب الاشربه - باب 9 ( اباحه النبيذ الذي لم يشتد و لم تصر مسکرا )
دوستان ! يعني پيامبر خدا ، نبيذ خوردند!!!! با همين احاديث جعلي بود که نبيذ و آبجو خوردن آزاد شد.!!!!!!!!
پیامبر فریب می دهد !!!
------------------------------------------------------
از انس بن مالک نقل کرده اند : مردي مخفيانه به درون يکي از اطاقهاي پيامبر نگاه
ميکرد ،پس پيامبر
کاردي برداشت و من نگاه ميکردم که گويا ميخواست آن مرد را فريب دهد تا او را با کارد بزند.
***
صحيح بخاري - کتاب الاستئذان - باب 11 ( الاستئذان من اجل البصر )
صحيح بخاري - کتاب الديات - باب 23 ( من اطلع في بيت قوم ففقاوا عينه فلا ديه له )
صحيح مسلم - کتاب الآداب - باب 9 ( تحريم النظره في بيت غيره )
پيامبر مسلمانان را قطعه قطعه ميکند !!!
--------------------------------------------------------
ثابت از انس نقل ميکند : که مردمي بيمار بودند.رض کردند : اي رسول خدا ! ما را پناه ده و اطعاممان کن.پيامبر دستور داد که نزد شترچرانش بروند و از شير و بول ( ادرار ) شتر بياشامند.( آنها نزد شترچران رفتند و از شير و بول آشاميدند ) و درمان شدند.پس شترچران را کشتند و شتر را دزديدند،(پيامبر آگاه شد و در پي آنها فرستاد، آنها را آوردند ) پس دستها و پاهايشان را قطع کرد و با ميخهايداغ چشمهايشان را بيرون آورد.پس ديدم مردي از آنها را که زبان بر روي زمين مي ماليد تا مي مرد.( سلام گفت : به من خبر رسيد که حجاج به انس گفت : مرا حديث کن از شديدترين مجازاتي که پيامبر مجازات کرده است؛پس او اين حديث را برايش نقل کرد.اين خبر به حسن رسيد، گقت : ايکاش اين حديث را براي حجاج نقل نميکرد.)
صحيح بخاري - کتاب الطب - باب 5 ( الدواء بالبان الابل )
صحيح مسلم - کتاب القسامه و المحاربين - باب 2 ( حکم المحاربين والمرتدين )
دوستان ! ( العياذ بالله ) آيا پيامبر اين آيه را نخوانده بودند : " و اگر خواستيد مجازات کنيد ، پس همانگونه که مورد ستم قرار گرفته ايد ، عقاب و مجازات کنيدو اگر صبر کنيد ، براي صابران بهتر است.(نحل 126)
همین چیزها را به نام اسلام به خورد دیگران می دهند که همه دین اسلام را دینی خشونت بار می دانند ! پیامبر از زندان گووانتانامو بدتر عمل می کرده است .
پيامبر و شهوتراني مفرط !!!
-----------------------------------------------------
معاذ بن هشام گفت : پدرم از قتاده و او از نس بن مالک روايت کرده که پيامبر در يک ساعت از شب يا روز بر زنهايش که عددشان يازده بود ، ميگذشت و با همه همبستر ميشد !!! راوي گويد : به انس گقتم : مگر اينقدر توان دارد ؟ گفت : صحبت ما در اين بود که او نيروي سي نفر مرد را داراست!!!!
***
صحيح بخاري - کتاب الغسل - باب 12 ( اذا جامع ثم عاد )
دوستان ! انس از کجا فهميد که پيامبر اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) در يک روز بر همسرانشان وارد ميشوند ؟ آيا پيامبر به او گفته است يا خودش ديده ؟!! ( العياذ بالله ) و او از کجا فهميد که رسول خدا نيروس سي مرد را دارد ؟!!! ( العياذ بالله ثم العياذ بالله )
اهل سنّت باید به خود ببالند زیرا حرمسرای پیامبر از حرمسراهای کسرایان و قیصران هم پیشرفته بوده و در زمان دیدار از آن هم برای عموم آزاد !!!!!
------------------------------------------------------------
از ابوالزبير و او از جابر بن عبدالله نقل کرده که ام کلثوم از عايشه روايت ميکند که گفت : مردي از رسول خدا راجع به مردي پرسيد که با همسرش همبستر ميشود، سپس از غسل کردن تنبلي ميکند ، آيا بر آن دو نفر غسل واجب است؟عايشه ميگويد که خود در کنار پيامبر نشسته بود که پيامبر در پاسخ ميگويد : من و اين ( عايشه ) همين کار را ميکنيم و بعد غسل ميکنيم!!!
*** دوستان ! شايد پدران سازندگان اين احاديث ، در جمع مردم سخن از همبستر شدن با زنانشان را ميگفتند که اين چنين تهمتهايي به ساحت مقدس رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم ) ميکنند!
***
صحيح مسلم - کتاب الطهاره ( ج1 ص187 ) :
-------------------------------------------------------------
پیامبر با همسرش صفیه که در عادت زنانگی بود قصد جماع می کند !
***
صحیح بخاری ج2 ص 189
رقص و موسقي در حضور پيامبر !!!
------------------------------------------------------------
بشر بن مفضل از خالد بن ذکوان نقل ميکن که ربيع دختر معوذ بن عفراء گويد : وقتي مجلس عقد من بود ، پيامبر وارد شد و همانگونه که شما نشسته ايد ، او هم بر فرش من نشست. کنيزکاني داشتم که مشغول نواختن دف بودند و درباره کشتن پدرانم در روز بدر نوحه سرايي ميکردند که ناگهان يکي از آنان گفت : و در ميان ما پيامبري هست که از فردا خبر دارد. پس پيامبر فرمود : اين سخن را رها کن و شعرت را بخوان !!!!!
***
صحيح بخاري - کتاب النکاح - باب 48 ( ضرب الدف في النکح و الوليمه )
صحيح بخاري - کتاب المغازي - باب 12 ( حدثني خليفه )
------------------------------------------------------------
عايشه گويد : پيامبر بر من وارد شد در حاليکه دو کنيز نزد من نشسته بودند و مشغول خواندن ترانه اي هيجان انگيز بودند؛پس او بر رختخواب دراز کشيد و رويش را برگرداند.ناگهان ابوبکر وارد شد ، بر من عصباني شد و گفت : تنبور شيطان را کنار رسول الله آورده اي ؟ پيامبر به او گفت : رهايشان کن !!وقتي او متوجه نبود ، به آن دو کنيز اشاره کردم که بيرون روند و آنها بيرون رفتند.
***
صحيح بخاري - کتاب العيدين - باب 2 ( الحربا و الدرق يوم العيد )
صحيح بخاري - کتاب الجهاد - باب 81 ( الدرق )
-------------------------------------------------------------
عايشه گويد : روز عيد بود و سوداني ها مشغول بازي با سپر و خنجر بودند. از رسول الله مي پرسيدم که ميشود به آنها نگريست؟ و ميفرمود : مگر ميل داري نگاه کني ؟ گفتم : آري! او مرا به پشت خود گرفت ، در حاليکه صورتم روي صورتش بود. و ميگفت : فرزندان رفده ( بني رفده ) آرامتر! . وقتي خسته شدم گفت : کفايت کرد ؟ گفتم : آري! گفت : حالا برو!!!!!
***
صحيح بخاري - کتاب العيدين - باب 2 ( الحرب و الدرق يوم العيد )
صحيح بخاري - کتاب الجهاد - باب 81 ( الدرق )
-------------------------------------------------------------
عايشه گويد : پيامبر مرا در عباي خود پوشانده بود و من به حبشي ها نگاه ميکردم که مشغول بازي در مسجد بودند. و همينطور مرا در بر گرفته بود تا خودم خسته شدم! پس قدر زن کم سن وسالي که به لهو خيلي علاقمند است را بدانيد!!!!
***
صحيح بخاري - کتاب النکاح - باب 114 ( نظر المراة الي الحبش و نحوهم من غير ريبه )
صحيح مسلم - کتاب الصلوه العيدين - باب 4 ( الرخصه في العب الذي لا معصيه فيه في ايام العيد )
----------------------------------------------------------
صحيح مسلم - کتاب الصلوه العيدين - باب 4 ( الرخصه في العب الذي لا معصيه فيه في ايام العيد )
عايشه گويد : روز عيدي بود که برخي از حبشي ها آمدند و مشغول رقصيدن در داخل مسجد بودند. پيامبر مرا طلبيد . من سرم را روي دوشش گذاشتم و همواره به بازي آنها مي نگريستم و بر همين حال بودم تا وقتي که خسته شدم و کنار رفتم.!!
***
صحيح مسلم - کتاب الصلوه العيدين - باب 4 ( الرخصه في العب الذي لا معصيه فيه في ايام العيد )
عمر خود را بدعت گر می نامد !!!
----------------------------------------------------------
عمر ابن خطاب شبی از شبهای مبارک ماه رمضان به مسجد آمد و دید مردم بصورت
فرادی نماز تراویح میخوانند . از این وضع خوشش نیامد لذا دستور داد که ابیّ ابن
کعب جلو بایستد و پیش نماز شود و بقیه به او اقتداء کنند . فردا شب که آمد دید
همه نماز تراویح را به جماعت میخوانند . گفت : این چه خوش بدعتی است !!
***
صحیح مسلم ، کتاب 6 ، صلاة مسافرین وقصرها باب 25 ، الترغیب فی قیام رمضان و هو التراویح ج1 ، ص 523 _
صحیح بخاری ، کتاب صلاي التراویح ، باب فضل من قام رمضن ج3 ، ص 10
خداوند آیات را طبق نظر عمر و بر خلاف نظر رسول خدا نازل می کند !!!
---------------------------------------------------------------------------
کسی از دنیا رفته بود و پیغمبر خواست بر او نماز بخواند ولی عمر ابن خطاب به پیغمبر اعتراض کرده و گفت : این فرد از منافقین است چرا بر او نماز میخوانی ؟؟ پیغمبر به گفته او اعتناء نکرده و نماز خواند . آنگاه خداوند این آیه را نازل کرده : از این پس هرگز بر کسی که از آنان بمیرد نماز مخوان و در کنار قبرشان مایست . یعنی آیه طبق نظر عمر نازل شده است !!
***
صحیح مسلم کتاب 44 ، فضائل الصحابه ، باب 2 ، فضائل عمر ، ج 4 ص 865 شماره 2400
صحیح بخاری کتاب التفسیر سوره برائت ج6 ، ص 408 _ 410 { بخاری در مجموع سه روایت به مضمون حدیثی که گفتیم اشاره میکند }
------------------------------------------------------------------
عمر به پیامبر دستور میداد که بانوانش را باحجاب کند و او نمی پذیرفت تا اینکه قرآن به تایید عمر نازل شد و به پیامبر دستور داد تا همسرانش را با حجاب نماید
***
صحیح بخاری ح1،ج1،ص49
عمر از پیامبر (ص) و ابوبکر و عثمان و علی (ع) برتر است !!!!! ( و نذر برای معصیت )
------------------------------------------------------------------------------------------------------
رسول خدا ( ص ) براى جنگى بيرون رفت ، چون برگشت دخترى سياهپوست آمد و گفت : يا رسولاللَّه! من نذر كردم كه اگر خدا ترا صالح ( شايد مراد سالم است نه صالح ) برگرداند در مقابل تو دف بزنم و آواز بخوانم . فرمود : اگر نذر كردى بزن و الا خير . او شروع به زدن كرد . ابوبكر آمد و او همچنان مىزد . ( اين جا بر خلاف منزل عايشه نگفت كه در حضور رسول خدا و گناه؟! ) على ( ( ع ) ) آمد و او مىزد . عثمان آمد او مىزد . سپس عمر آمد : او دف را زير پايش گذاشت و روى آن نشست . پيامبر ( ص ) فرمود : اى عمر! همانا شيطان از تو مىترسد . من نشسته بودم او مىزد . ابوبكر آمد او مىزد . على آمد او مىزد . عثمان آمد او مىزد . چون تو آمدى دف را انداخت .
***
سنن ابىداود ، ج 3 ، ص 237 ، كتاب الايمان و النّذور ، باب ما يؤمَربه من الوفاء بالنّذر .
سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 580 ، كتاب المناقب ، باب 18 ( كه در مناقب عمر است ) .
نمىدانيم به اين گونه روايات و راويان آنها بخنديم يا گريه كنيم! اينان از يك طرف مقام ابوبكر را از عمر بالاتر مىدانند و از طرفى مقام عمر را از رسول خدا ( ص ) !
كدام مسلمان مىتواند باور كند كه رسول خدا ( ص ) تماشاگر گناه بود و شيطان از حضرتش ترسى نداشت ولى از عمر مىترسيد و او اهل گناه نبود؟
آقاى ترمذى كه حديث فوق را حسن و صحيح مىداند ، آيا انديشيده است كه معناى روايت فوق چيست؟ مگر خود در ج 4 سنن ص 87 كتاب النذور و الايمان ، روايت نكرده است كه پيامبر ( ص ) فرمود : « لا نذر فى معصية » كه نمىشود براى گناه نذر كرد؟
و مگر خود اقرار نكرد كه مجلس فوق مجلسى شيطانى بوده است؟ چه شده كه وقتى خواست از عمر تعريف كند همه چيز را فراموش كرد ، حتى مقام نبوت را؟
اگر دف زدن و آواز خواندن مورد قبول شيطان است ، چرا رسول خدا ( ص ) به دخترانى كه كار شيطانى مىكردند فرمود من شما را دوست دارم؟
آيا رسول خدا ( ص ) مشوق شيطانيان است؟ العياذباللَّه و استغفراللَّه .
حضرت محمّد مطهّر (ص) نسیان و ... می کند !!! ( العیاذ بالله )
------------------------------------------------------------------
در نماز به آن حضرت فراموشی دست داد و نفهمید چند رکعت نماز خوانده است .
***
صحیح بخاری ح2،ج1،ص176
-----------------------------------------------------------------
پیامبر (ص) در ماه رمضان جنب می شد و نماز صبحش فوت می گشت .
***
صحیح بخاری ح1،ج3،ص38 و ح1و2، ج3،ص39و40
نبىّ مكرّم اسلام ( ص ) و خطا و اشتباه و سبّ و لعن :
----------------------------------------------------------
مىگويند كه پيامبر اكرم ( ص ) فرمود :
( خدايا! من جز بشرى نيستم پس هر كس را كه از مسلمانان ، ناسزايش گفتم يا لعنت كردم يا تازيانهاش زدم و او اهل آن لعنت يا دشنام نبود ، آن را براى او مايه رحمت و بركت قرار بده . )
***
صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 96 ، كتاب الدعوات ، باب قول النبى ( ص ) : من آذيته فاجعله له زكاةً و رحمةً .
صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 2007 ، كتاب البر و الصلة و الآداب ، باب 25 .
سنن ابىداود ، ج 4 ، ص 215 ، كتاب السنة ، باب فى النهى عن سب اصحاب رسولاللَّه ( ص ) .
اين گونه روايات - كه اكثراً از ابوهريره نقل شده - اين مطلب را به ما مىفهماند كه نبىّ مكرّم اسلام ( ص ) بيهوده به افراد دشنام مىداد و آنان را لعنت مىكرد و به آنها تازيانه مىزد! . در این حدیث اهل سنّت پا را از سهو پیامبر مطهّر (ص) فراتر گذاشته و به او خطا ، دشنام ، کتک بیهوده و ... می دهند .
آيا هيچ مسلمانى مىپذيرد كه آن حضرت به كسى دشنام داده باشد؟ يا بيهوده كسى را تازيانه بزند يا لعنت كند؟
-------------------------------------------------------------------------
انس مىگويد :
دختر بچه يتيمى را مادرم سرپرستى مىكرد . روزى پيامبر ) ص ) او را ديد و گفت : « عمرت دراز مباد . » كودك گريه كنان نزد امّسليم ( مادر انس ) رفت و جريان نفرين پيامبر ( ص ) را به او گفت . او نيز با عجله خدمت رسول خدا ) ص ) رسيد . حضرت پرسيد چه شده؟ او شكايت كودك را به عرض رساند . فرمود : مگر نمىدانى كه من با خدا شرط كردم و گفتم كه من بشرى هستم و مثل ديگران خشنود مىشوم و يا غضب مىكنم . هر كه را بيهوده نفرين كردم آن را براى او وسيله پاكى و تقرب او در قيامت قرار بده؟
***
صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 2009 ، كتاب البر و الصلة و الآداب ، باب25 .
-----------------------------------------------------------------------
پيامبر اكرم ( ص ) دستور داد كه اگر كسى به فلان آب دسترسى پيدا كرد دست به آن نزند تا من بيايم . دو نفر جلوتر رفته و به آن دست زدند . پيامبر ( ص ) وقتى متوجّه قضيّه شد به آن دو ناسزا گفته و هر چه خواست نثارشان كرد . . . !
***
صحیح مسلم ، ص 1784 ، كتاب الفضائل ، باب فى معجزات النبى ( ص )
در تفسیر احادیث و به دیوار کوبیدن آنها می توان فقط این آیه از قرآن را خواند :
" انّک لعلی خلق عظیم "
ای محمّد اخلاق تو بزرگ و شگفت آور است .
سوره قلم / آیه 8 .
مگر قرآن در اوصاف بندگان واقعى خداى رحمان نمىفرمايد : « آنان كسانى هستند كه اگر افرادى با آنها به جهالت برخورد بدى كردند ، آنان با سِلم و آرامى از آن مىگذرند؟ » سوره فرقان ، آيه 63 .
مگر نه اين است كه : « از زبان رسول خدا ( ص ) جز حق خارج نمىشود؟ » سنن ابىداود ، ج 3 ، ص 318 ، كتاب العلم ، باب فى كتابة العلم . آيا نا سزاگويى حق است؟ او خود ناسزا گفتن به اصحاب را نهى مىفرمايد . صحيح بخارى ، ج 5 ، ص 10 ، باب فضائل اصحاب النبىr ، باب بعد از باب قول النبىr ، لو كنت متخذاً خليلاً قاله ابو سعيد . صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 1967 ، كتاب فضائل الصحابة ، باب تحريم سب الصحابة .
مسلم نقل مىكند كه وقتى به رسول خدا ( ص ) گفتند مشركين را لعنت كن ، مىفرمايد : « من مبعوث نشدم كه لعنت كنم بلكه براى رحمت مبعوث شدم . » صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 2007 ، كتاب البر و الصلة و الآداب ، باب 24 .
آيا مىتوان پذيرفت پيامبر رحمت - كه حاضر نيست مشركين را لعنت و نفرين كند - مسلمانان را بيهوده دشنام داده و آنها را لعنت كند و . . .؟
آیا می توان گفت پیغمبری که قرآن او را " رحمة للعالمین "می خواند ... ( العیاذ بالله )
عقاید اهل سنت – خدا ( سبحان الله و تعالی عمّا یصفون )
--------------------------------------------------------------------
اهل سنت عموما معتقد به رویت خداوند متعال می باشند به چند نمونه از احادیث آنها اشاره می کنیم:
1- خداوند سبحان در برابر بندگانش نمایان میشود و او را میبینند چنانچه ماه را در شب 14 میبینند (صحیح بخاری باب الصراط جسر جهنم، ح1 ، ج8، ص147 و صحیح مسلم باب معرفه طریق الرویه ح1 ،ج1، ص164)
2-پایش را عریان نمایش می دهد تا مومنین او را بشناسند (صحیح بخاری ح5 ،ج9،ص159 و صحیح مسلم ح4،ج1،ص168)
3-خداوند پایش را در جهنّم می گذارد پس جهنّم پر می شود (صحیح بخاری ح2،ج9،ص143)
4-خداوند میخندد و تعجب میکند و دو دست و دو پا و پنج انگشت دارد که آسمانها را بر انگشت اول زمینها را بر انگشت دوم و درختان را بر سوم و آب و خاک را بر چهارم و سایر آفریدگان را بر انگشت پنجم میگذارد (صحیح بخاری ح2،ج6،ص157 و ح12،ج9،ص150 و ح5،ج9،ص181)
ای وای بر کسانی که آیات خداوند را نمی بینند و نمی شنوند :
لا تُدرِکَهُ الاَبصار یعنی دیدگان توان ادراک او را ندارند (سوره انعام آیه 103)
لَیسَ کَمِثلِهِ شَیء یعنی چیزی مانند او نیست (سوره شوری آیه 11)
و یا حضرت علی (ع) میفرمایند : چشم ها به دیدگان او را در نیابند بلکه قلب ها به حقایق ایمان او را مشاهده کنند ، بلند همتان او را درک نتوانند کرد و زیرکان به حقیقتش پی نمیبرند .
حدیث حوض : جماعتی از صحابه پیامبر به جهنّم واصل می شوند !!!
-------------------------------------------------------------------------------------
پیامبر اکرم (ص) فرمودند :
(( و انّ اناساً من اصحابی یوخذ بهم ذات الشمال فاقول اصحابی ، اصحابی ؟ فیقال : انّهم لم یزالوا مرتدین علی اعقابهم منذ فارقتهم . ))
« روز قیامت گروهی از اصحابم را به جهنّم می برند ، عرض می کنم : خدایا ایشان اصحاب من هستند ، اصحابم ؟ پس گفته می شود : اینان کسانی هستند که از زمانی که از میانشان رحلت نمودی به عقبشان بازگشتند . ( یعنی به همان راه و روش پیش از تو باز گردیدند . ) . »
***
صحیح بخاری ، جلد 4 ، صفحه ی 110 .
به احادیث ذیل توجّه کنید و در ضمن تعجّب کنید :
"هر كس از جامعه اسلامى به مقدار يك وجب دور شده و جدا شود ، مرگ او همانند مرگ جاهليت است ."
صحيح البخاري ، ج 8 ص 105 ، كتاب الأحكام ، باب السمع والطاعة للإمام . .
"هر كس بدون امام از دنيا برود مرده او همانند مردگان دوران جاهليت است ."
مسند أحمد ، ج 4 ، ص 96 ؛
"هرکس بمیرد درحالی که امام زمان خود را نشناسد ، به مرگ جاهلیّت مرده است ."
تفتازانی ، شرح المقاصد ، ج 5 ، ص 329 .
نمی دانیم اهل سنّت این حدیث را که به حدیث حوض مشهور است را و در ضمن آیه : (( و ما محمّد الّا رسول قد خلت من قبله الرّسل افائن مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضر الله شیئا و سیجزی الله الشّاکرین ))نیست محمد مگر فرستاده ای ، پیش از او نیز رسولانی آمدند . پس اگر بمیرد یا کشته شود بر روش گذشتگان باز خواهید گشت ؟ و هر که برگردد به گذشته اش پس هرگز خدا را ضرری نرسانده هیچگونه ، و به زودی خداوند شکرگزاران را پاداش می دهد .سوره آل عمران ، آیه 144 . را چگونه توجیه می کنند تا با حدیث " اصحابی کالنجوم بای اقتدیتم اهتدیتم " : اصحاب من همگی مانند ستارگان اند ، به هــــــــر کدام که اقتدا کنید هدایت می یابید " معارضه نداشته باشد ، اعوذ بالله منهم . گویی ایشان این آیه را نخوانده اند :
(( احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون ))
آیا مردم می پندارند وقتی بگویند ایمان آوردیم واگذاشته می شوند ، در حالی که هنوز آزمایش نشده اند .
عنکبوت / 2 .
بیماری پیامبر و نافرمانی زنان او و اعتماد رسول خدا !!!
----------------------------------------------------------
عایشه می گوید : ما به رسول خدا در هنگام بیماری اش دارو دادیم پس شروع کرد به اشاره کردن به ما که به من دارو ندهید. گفتیم: (مسئله ای نیست) هر بیماری از دارو متنفر است. در بعضی روایات اینچنین آمده: (اهمیتی ندهید) کراهیت مریض از دواست!
اندکی بعد پیامبر فرمود: هرکس در خانه است در برابر چشم من باید دارو بخورد بجز عمویم عباس که در کنار شما حضور نداشت.
***
سنن البخاری ج۷ص۱۷ و ج۸ص 40 .
سنن مسلم ج۷ ص ۲۴و۱۹۴-
تاریخ طبری ج۲ص۴۳۸ .
مگر اطاعت حضرت رسول در هر حالی طبق نص قرآن واجب نشده است ؟ مگر قرآن نفرموده: که پیامبر ص از روی هوی و هوس سخن نمیگوید ؟ پس چرا وقتی حضرت خواستند که به او دارو (سم) را ندهند عایشه اطاعت نکرد و بلکه خلاف دستور حضرت عمل کرد ؟ انگار عایشه نیز مانند عمر خیال کرده بود که پیامبر ص نعوذبالله هذیان میگوید !!! آیا رسول خدا ص فایده دارو را نمی دانست و آنها میدانستند ؟ و آیا پیامبر مصلحت خود را تشخیص نمیداد و آنها تشخیص میدادند ؟
جمله آخر حضرت (همه اهل خانه در برابر چشم من از این دارو بخورند) اشاره به این دارد حضرت میدانستند که آن دارو نبوده است بلکه سم بوده است که میخواستند توسط آن حضرت را بکشند. لهذا منظور حضرت اینچنین بوده است: اگر دارو بوده است از آن بخورید!!! ولی خودشان میدانستند که دارو نبود و از آن نخوردند.
فتوای عــایـشـه شيردادن بزرگسال را !!! ( شیر بنوشان ، محرم شو )
-----------------------------------------------------
روزی زنی پیش عایشه آمد و گفت غلامی در خانه داریم که شوهر من از حضور او در خانه ناراحت است . و وقتی که در بیرون خانه است ، نگران درون خانه است . چه کنیم ؟
عایشه هم گفت :
پنج بار از شیر خودت به آن غلام بده ، تا به هم محرم شوید !!!
او هم این کار را کرد ، و دفعۀ بعد که نزد عایشه آمد گفت :
خیلی خوب شد ، ممنون ؛ دیگه شوهرم نگران نیست .!!!!! ...
***
صحیح بخاری ، باب رضاع الکبیر ، ج 4 ، ص 353 .
نیازی به توضیح نیست ، از کسی که بغض علی در دلش می جوشد بعید نیست !!!
ابوبکر و عمر مفسّر زبان گاوها !!!
------------------------------------------------------
رسول خدا (ص) نماز صبح را به جاي آورد سپس رو به مردم کرده و گفت : درحالي يک نفر گاوي را ميراند تازيانه اي به آن زد. گاو گفت: ما براي اين آفريده نشديم بلکه ما براي شخم کردم خلق شده ايم. مردم گفتند: سبجان الله! گاوي صحبت ميکند؟ فرمود: من و ابوبکر و عمر به اين مطلب ايمان داريم. و آنان در آنجا نبودند و همچنين مردي در ميان گوسفندانش بود که گرگي گوسفندي را گرفت. پس چوپان در پي آن رفت و گوسفند را از گرگ باز ستاند . گرگ به آن مرد گفت: هان! تو الآن آن را از من باز گرفتي ولي اگر روزي درنده اي به آن هجوم برد غير از من چوپاني نخواهد داشت! مردم گفتند سبحان الله! گرگي سخن ميگويد؟؟ پيامبر گفت: من و ابوبکر و عمر به اين اعتقاد داريم و آنان در آنجا حضور نداشتند.
***
صحيح مسلم جلد 4 صفحه 149انتشارات دارالفکر بيروت
در باب فضائل الصحابه
البتّه ما منکر این نیستیم که تمامی اجزا عالم و کائنات دارای شعور هستند و به اذن خدا می توانند صحبت کنند ، این حدیث را گذاشتیم تا کسانی که وقتی می گوییم ائمه زبان حیوانات را می فهمند می خندند و مسخره می کنند بفهمند که خودشان مسخره ترند و دهانشان را ببندند ، و در ضمن این که اهل سنّت چقدر با احادیث جعلی و بی خودی مقام این ها را بالا می برند ولی وقتی می گوییم علی (ع) دارای علم الکتاب است طبق فرموده قرآن ، ولی ماست ، باب مدینه علم است ، به گفته پیامبر : خدا می داند چه القابی به ما می دهند ، در ضمن عمری که خود هفتاد و اندی بار در حضور علی (ع) اعتراف کرده که : لو لا علی لهلک عمر ؛ و همچنین عمر فرموده : اقضانا علی ( علی در قضاوت برتر از همه ماست ). حال چگونه مردی که این همه اعتراف به عجز علمی خود و در قضاوت دارد و در هر دو علی (ع) را مقدّم می داند ، از کجا زبان گاو و گرگ را می فهمد ، تناقض اینهمه !!! از زمین تا آسمان !!!
پیامبر به اصحاب کشتی و اسماء : عمر به من سزاوارتر از شما نیست !!!
-----------------------------------------------------------------------------
عمربن خطاب بر حفصه وارد شد که اسماء بنت عمیس نزد او بود،وقتی اسماء را دید گفت:این کیست؟حفصه گفت: اسماءبنت عمیس. عمر گفت:این همان زن حبشی زن دریایی است! اسماء گفت:آری!
عمر گفت:در هجرت از شما سبقت جستیم ، پس ما به رسول خدا از شما سزاوارتریم.
اسماء خشمگین شده گفت:نه بخداقسم،شما همراه پیامبر بودید و او گرسنه هاتان را اطعام و نادانانتان را پند می داد و ما در خانه ای در سرزمین دشمنان در حبشه بودیم ولی قلوبمان با خدا و پیامبرش بود ،بخداقسم غذایی را نخوردم و آبی را نیاشامیدم مگر اینکه پیامبر خدا را یاد کردم یا اینکه همواره مورد اذیت و آزار قرار می گرفتم و با ترس و وحشت می زیستم.و من این سخنان را برای پیامبر نقل خواهم کرد بدون اینکه کم و زیاد کنم و از او خواهم پرسید و هنگامی که نزد پیامبر آمد عرض کرد:ای رسول خدا عمر چنین و چنان گفت،حضرت فرمود:چه پاسخش دادی؟عرض کرد چنین و چنان گفتم . حضرت فرمود:
او به من سزاوارتر از شما نیست و همانا او و اصحابش یک هجرت بیشتر نداشتند ولی شما اهل کشتی دو هجرت داشتید.
اسماء گوید : ابوموسی و اصحاب کشتی را دیدم که همواره می آمدند و درباره این حدیث از من می پرسیدند و هیچ چیز برای آنها در دنیاجالب تر و ارزنده تر از این سخنان پیامبر در حق آنها نبود.
***
صحیح بخاری ج۳ص۳۸۷-باب غزوه خیبر
دوستان یکی بگوید این حدیث بالا را با احادیث دیگر چگونه توجیه کنیم که نه سیخ ( صحیح بخاری ) بسوزد و نه کباب ( عمر و فضایل " کذبی اش " ) .
عمر و ابوبکر مانند خروس جنگی به جان هم می افتند در حضور پیامبر !!!
-------------------------------------------------------------------------------
وکیع ما را خبر داد از نافع بن عمرو از ابن ابی ملیکه که گفت :
نزدیک بود دو مرد نیکوکار" ابوبکر و عمر" به هلاکت برسند . گروهی از بنی تمیم بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وارد شده بودند یکی از آن دو اشاره به اقرع بن حابس تمیمی حنظلی از گروه بنی مشاجع کرد و دیگری به یک نفر دیگر اشاره نمود که او را بر آنها امارت دهد . پس ابوبکر به عمر گفت : تو فقط می خواستی با من مخالفت کنی . عمر گفت : من نمی خواستم با تو مخالفت کنم . در هر صورت سر و صدایشان در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بالا گرفت که این آیه فوراً نازل شد :
« ای مؤمنان ! صدایتان را از صدای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بلندتر نکنید و همانگونه که با
یکدیگر بلند سخن می گویید با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سخن نگویید که اعمال نیکتان نابود می شود و شما نمی دانید ...» سوره مبارکه حجرات آیات ۲و۳
***
صحیح بخاری ج۸ ص۱۵۴ و ج۵ ص۱۱۶ و ج۶ ص۴۶
علی (ع) خود را "صدّیق اکبر" می نامد و مدعّی این نام را مفتر کذّاب !!!
---------------------------------------------------------------------------
« أنا عبدالله و اخو رسوله و أنا الصدّیق الاکبر لا یقولها بعدی الّا کذّاب مفترٍ ، لقد صلّیت قبل النّاس سبع سنین ».معنی : « من بنده ی خدا و برادر رسول اویم ، و من صدّیق اکبر هستم ، این ادّعا را بعد من به جز دروغگو و افترا زننده نمی کند ، همانا من هفت سال قبل از مردم نماز به جای آوردم ».
***
نسائی : السنن الکبری ،ج5، ص107 ، ح 8395خصائص امیر المومنین (ع) ص 25 ، ح7
ابن ماجه : سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 44 ، ح 120
حاکم نیشابوری : المستدرک علی الصحیحین ، ج 3 ، ص 121 ، ح 4584
ابن ابی شیبه : المصنّف ، ج 12 ، ص 65 ، ح 12133
ابن ابی عاصم : السنّة ، ص 584 ، ح 1324
ابونعیم : معرفة الصحابة ، ج 1 ، ص 301 )
طبری : تاریخ الامم و الملوک ، ج 2 ، ص 310
ابن اثیر : الکامل فی التاریخ ، ج 1 ، ص 484
محب الدین طبری : الریاض النضرة ، ج 3 ، ص 96 ، و 100 و 111
حمّوئی : فرائد السمطین ، ج 1 ، ص 248 ، ح 192
ابن سعد : الطبقات الکبری ، ج 2 ، ص 60 ، رقم 315
شعرانی : طبقات الشعرانی ، ج 2 ، ص 55
متّقی هندی : کنز العمال ، ج 13 ، ص 122 ، ح 36389
ابن ابی الحدید : شرح نهج البلاغه ، ج 13 ، ص 200 ، خطبه 238
...
سبحان الله ، اگر از یکی از اهل سنّت بپرسی چه کسی از صحابه افضل است می گوید : ابوبکر ، حال یا علی (ع) دروغگوست یا اهل سنّت !!! قضاوت با شما !!!
کرامت جالبی از کلیم الله موسی (ع) ( کشف عورت و فرار سنگ و ... )
-----------------------------------------------------------------------
در میان بنی اسرائیل رسم بود همگی با هم بدون ساتر عورت در آب می رفتند ، خود را شستشو می دادند در حالتی که به عورتهای هم نظر می نمودند و این عمل در میان آنها عیب نبود ، فقط حضرت موسی در میان آنها تنها بآب می رفت که کسی عورت او را نبیند .
بنی اسرائیل می گفتند علّت آنکه موسی تنها به عمل تغسیل می رود و از ما دوری می نماید آنستکه صاحب نقص است و قطعاً فتق دارد ، نمی خواهد ما او را ببینیم .
روزی حضرت موسی بکنار آبی رفت که غسل بنماید ، لباسها را درآورده و بالای سنگی گذارد و رفت در میان آب ، ناگهان سنگ با لباس موسی فرار نمود ، موسی در عقب او می رفت و می گفت : لباسم ای سنگ ! لباسم ای سنگ ! ، آنقدر سنگ رفت و موسی بدون ساتر عورت در عقبش رفت تا آنکه بنی اسرائیل به عورت جناب موسی نظر نمودند !!! و گفتند : بخدا قسم موسی نقصی ندارد یعنی فتق ندارد ، آنگاه سنگ از زمین برخاست و جناب موسی لباس ها را گرفت ، پس از آن با تازیانه سنگ را زد به طوری که شش یا هفت مرتبه سنگ ناله نمود !!!!!
***
صحیح بخاری ، کتاب " غسل " ، باب " من اغتسل عریانا "
صحیح مسلم ، جزء دوّم ، باب " فضایل موسی (ع) "
مسند احمد بن حنبل ، ج 2 ، ص 315 .
لزومی بر شرح نیست ، خوب است این حدیث را به عنوان " جک " به هم sms کنید !
نافرمانی موسی (ع) خدا را و سیلی زدن بر صورت عزرائیل و کور
شدن ملک الموت و تسلیم شدن خدا در مورد خواسته ی موسی !!!
-----------------------------------------------------------------------
ملک الموت خدمت موسی رسید ، عرض کرد : اجابت کن پروردگارت را ! پس جناب موسی چنان سیلی به چسم ملک الموت زد که چشم او کور گردید و بصورتش ریخت ، پس عزرائیل به سوی خدا برگشت و فرمود : مرا فرستادی به سوی بنده خودت که اراده مردن ندارد و چشم مرا کور نمود ، پس خداوند چشم ملک الموت را برگرداند و فرمود : برگرد به سوی بنده ی من پس بگو اگر زندگانی دنیا را طالب هستی دست خود را بر پشت گاوی بگذار ، پس هرچه مو به دستت آمد به شماره هریک از آنان یک سال زندگی خواهی نمود !!!
تا زمان موسی ملک الموت برای قبض روح مومنان ظاهر و علنی می آمد از آن زمان که موسی سیلی به صورت او زد و چشمش کور شد برای قبض روح خلایق مخفیانه و پنهانی می آید !!! ( برای آنکه می ترسد مردم جاهل هر دو چشمش را کور نمایند )
***
صحیح بخاری ، ج 1 ، ص 158 ( باب " من احب الدفن فی الارض المقدّسة " از باب " الجنائز " ) ، ج 2 ، ص 163 .( باب " وفات موسی " )
صحیح مسلم ، ج 2 ، ص 309 ، ( باب " فضائل موسی )
مسند احمد بن حنبل ، ج 2 ، ص 315 .
در دورانی که فرقه های جعلی ومنحرف از جمله صوفی-بهائی-وهابیت-یهود و... با استفاده از ابزار های تبلیغاتی و بودجه های کلان که توسط بنگاه های انگلیسی و دشمن صهیونیستی تامین می شود از طریق جنگ نرم(Soft War) و اخیرا ولد نامشروع صهیونیسم و ایالات متحده یعنی داعش که از طریق جنگ سخت(War Hard) به نام اسلام تیشه بر ریشه اسلام میزنند و در این راه از هیچ تلاشی(از توزیع کتاب های دروغین و ضرب وشتم،کشتار بی رحمانه شیعیان و هجوم به شیعه در ماهواره و فضای مجازی به خصوص اینترنت) فروگذار نیستند. ما نیز با استعانت از امام زمانمان برآنیم به نوبه خود با روشنگری در این زمینه راه آسمانی تشیع را که در کوچه پس کوچه ها ی غربت،غریب است را در "دیار عاشقان"بر روی حق طلبان بگشایم.